1800-222-222
contact [at] mehbang.net

مِهبانگ ، بانگِ دانش و خرَد

برای حمایت از ما ، یکی از ما باشید
4 آگوست 2015

اخلاق بی‌خدا

/
نوشته شده توسط
/
دیدگاه0

Morality Is More Than Possible Without God

مارس هاوزر و پتر سينگر

برگردان: علي محمد طباطبايي

 

آيا دين براي اصول اخلاقي امري اجتناب ناپذير است؟ بسياري از انسان‌ها انكار منشا الهي اخلاقيات را نه تنها اهانت بار كه كفرآميز تلقي مي‌كنند. مطابق با نظر آن‌ها يك وجود الوهي احساس اخلاقي ما را به وجود آورده است و يا اين كه ما اخلاق را از تعاليم اديان تشكل يافته آموخته‌ايم. اما به باور آن‌ها هر كدام از اين دو نظر هم كه درست باشد، در هر حال ما نيازمند دين هستيم تا بتوانيم رذيلت‌هاي كه در طبيعت ما نهفته است را فرونشانيم. به تعبير كاترين هپورن در فيلم «ملكه‌ي آفريقا» دين برايمان امكان‌پذير مي‌سازد كه خود را در جايگاهي بسيار بالاتر از «مادر پير زشت طبيعت» قرار دهيم زيرا(دين به ما) نوعي قطب‌نماي اخلاقي ارزاني مي‌دارد.

با اين حال اين ديدگاه كه معتقد است اصول اخلاقي داراي منشا الهي است با معضلات بسياري روبرو است. يكي از اين معضلات اين است كه ما نمي‌توانيم بدون غلتيدن به ميان همانگويي به طور هم‌زمان هم بگوئيم كه خدا خوب است و هم اين كه او احساس ما از خوبي و بدي را به ما بخشيده است. زيرا در چنين حالتي ما فقط مي‌گوئيم كه خداوند استاندارهاي خودش را برآورده مي‌سازد.

معضل ديگر اين است كه يك اصول اخلاقي كه در تمامي انسان‌هاي اهل ايمان بدون توجه به عقايد بخصوص آن‌ها مشترك باشد وجود ندارد. در واقع كافرين و لاادري‌ها داراي رفتاري كه در مقايسه با اهل ايمان كمتر اخلاقي باشد نيستند، حتي چنانچه فضايل و خصلت‌هاي نيكويي كه آن‌ها دارند بر اصولي غير از دين مبتني باشد. افراد بي‌ايمان غالبن مانند ديگران دركي قوي و سالم از درست و غلط دارند. آن‌ها در لغو بردگي شركت داشتند و در تلاش‌هاي ديگر براي كاستن از رنج هاي انساني سهيم بوده‌اند.

عكس آن نيز كاملن درست است. دين انسان‌ها را در انجام رشته‌ي طولاني از جنايت‌هاي فجيع هدايت كرده است. از فرمان خداوند به موسي براي قرباني كردن مدياني‌ها ـ مردان، زنان، پسرها و دخترهاي غير باكره ـ گرفته تا جنگ هاي صليبي، تفتيس عقايد، نزاع هاي بيشمار ميان سني‌ها وشيعيان و بمب‌گذاران انتهاري كه متقاعد شده‌اند شهادت آنها را مستقيم به بهشت مي‌برد.

معضل سوم براي ديدگاهي كه معتقد است اخلاق ريشه در دين دارد اين است كه بعضي از عناصر اصول اخلاقي به نظر مي‌رسد كه جهانشمول هستند، آن‌هم علي رغم تفاوت‌هاي تند عقيدتي ميان اديان اصلي جهان. در واقع اين عناصر به فرهنگ‌هايي مانند چين نيز منتقل شده است، جايي كه دين از نگرش‌هاي فلسفي مانند تعاليم كنفسيوس اهميت كمتري دارد.
شايد يك خالق آسماني است كه اين عناصر جهانشمول را در لحظه‌ي خلقت به انسان‌ها منتقل مي‌كند، اما يك تبيين جايگزين كه با حقايق زيست‌شناسي و زمين‌شناسي نيز مطابقت داشته باشد اين است كه طي ميليون‌ها سال در ما انسان ها توانايي اخلاقي تكامل يافته و همين است كه شم و احساسي براي درست و نادرست را در ما ايجاد مي‌كند.

تحقيقات روان‌شناسي در حوزه‌ي علوم شناختاري كه بر استدلال‌هاي فلسفه ي اخلاق مبتني هستند براي اولين بار موفق شده‌اند كه مناقشه ي بسيار كهن در باره ي منشا و سرشت اخلاق را فيصله دهند. سه وضعيتي را كه به دنبال مي‌آيد به تصور درآوريد. براي هر كدام از آنها جالي خالي را با يكي از اين سه جواب يعني: « اجباري »، « مجاز » و « ممنوع » پر كنيد:
1 ـ يك واگن باري كه از كنترل خارج شده چيزي نمانده است كه پنج انسان را كه بر روي خطوط آهن راه مي‌روند زير بگيرد. يك كارمند راه آهن در كنار تكمه‌اي ايستاده است كه مي‌تواند با فشار دادن آن واگن را به خطي فرعي هدايت كند. اما در چنين حالتي انساني ديگر كشته خواهد شد، ليكن اين عمل باعث مي شود كه آن پنج نفر زنده بمانند. فشار دادن آن تكمه ‌ـــــــــــ است.

2 ـ شما از كنار استخر كم عمقي عبور مي‌كنيد كه در آن كودكي در حال غرق شده است و شما تنها كسي هستيد كه در آن دور و اطراف حضور دارد. اگر آن كودك را از آب بيرون آوريد او زنده مي‌ماند اما لباس هاي شما خراب مي‌شود. در آوردن آن كودك از استخر ــــــــــ است.

3 ـ پنج انسان جدا از هم كه در وضعيت بسيار بدي قرار دارند هم زمان به بيمارستاني منتقل مي‌شوند. هر كدام از آنها نيازمند پيوند يك عضو است تا زنده بماند. اما فرصت كافي وجود ندارد كه بتوان از بيمارستان‌هاي ديگر عضو هاي لازم را تهيه كرد. اما در اتاق انتظار بيمارستان فرد سالمي نشسته است. اگر جراح اعضاي بدن آن فرد را بيرون آورد او خواهد مرد، حال آن كه آن پنج نفر زنده مي‌مانند. بيرون آوردن اعضاي بدن آن مرد عملي است ـــــــ .

اگر شما به مورد اول با « مجاز » ، به مورد دوم با « اجباري » و به مورد سوم با «ممنوع» جواب داده باشيد، مطابق با آن 1500 نفري در سراسر جهان اظهار نظر كرده‌ايد كه به اين برهان ذوحدين ما براي آزمون احساس اخلاقي بر روي سايت ما(moral.wjh.harvard.edu/) جواب داده اند. اگر اخلاقيات كلام خداوند است پس پاسخ هاي افراد بدون ايمان ديني به سه موردي كه در بالا آمد بايد متفاوت از پاسخ‌هاي افراد اهل ايمان ديني باشد و بر توجيهات ديگري قرار گيرد.

براي مثال، از آنجا كه افراد بدون ايمان ديني گويا فاقد آن قطب‌نماي اخلاقي هستند پس راهنماي آنها صرفن بايد منافع فردي باشد و در مورد مثال كودكي كه در حال غرق شدن است بايد بدون اعتنا از كنار او گذشته و به راه خود ادامه دهند. اما در آزمون مورد نظر ما هيچ‌گونه تفاوت معني‌دار آماري ميان شركت‌كنندگاني با زمينه‌ي ديني و بدون آن ديده نشد. در حدود 90 درصد شركت‌كنندگان در اين آزمايش بر اين عقيده بودند كه فشاردادن تكمه براي منحرف ساختن واگن باري عملي «مجاز» است، 97 درصد معتقد بودند كه نجات آن كودك عملي «اجباري» است و 97 درصد نيز اظهار نظر كرده بودند كه جدا كردن عضوهاي آن مرد سالم «ممنوع» مي‌باشد.

اما هنگامي كه از آنها سوال شد چرا بعضي از موردها مجاز و بعضي ممنوع هستند شركت‌كنندگان يا پاسخ درستي نداشتند و يا توضيحاتي ارائه دادند كه نمي‌توانست براي تفاوت‌هاي مربوطه پاسخ مناسبي باشد. آنچه بسيار مهم بود اين كه افرادي با زمينه‌هاي ديني همانقدر در برابر پرسش‌ها بي‌پاسخ بودند كه افراد بي‌دين و همانقدر پاسخ‌هايشان نامربوط بود كه متدين‌ها.

اين مطالعات براي اين تصور كه ما همچون ساير توانايي‌هاي روان‌شناختي ذهني خود ـ همچون توانايي‌هاي زباني و استعداد براي رياضيات ـ داراي توانايي و استعداد اخلاقي نيز هستيم و قضاوت هاي شهودي ما براي درست و نادرست بر چنين مبناهايي قرار دارد تكيه‌گاه تجربي مناسبي فراهم مي‌آورد. اين توانايي‌هاي شهودي پيامد ميليون‌ها سالي را بازتاب مي‌دهد كه طي آنها اجداد ما در شكل پستانداران اجتماعي زندگي مي‌كردند و اين توانايي‌ها درواقع بخشي از ميراث مشترك ما انسان ها است.

توانايي‌هاي شهودي و تكامل يافته‌ي ما در برابر هر تنگناي اخلاقي كه قرار گيريم لزومن پاسخ‌هاي درست يا اصولي ارائه نمي‌دهد. آنچه براي اجداد ما خوب بود شايد ديگر امروزه خوب نباشد. اما بينش‌هايي به درون چشم‌سانداز در حال تغيير اخلاقي كه در آن پرسش‌هايي همچون حقوق حيوانات، سقط جنين، يوتانازي و كمك‌هاي بين‌المللي مورد توجه عموم قرار دارد از دين منشا نگرفته بلكه از انعكاس دقيق بر مسائل انساني و از آنچه ما به عنوان تجربه‌اي از يك زندگي خوب تلقي مي‌كنيم برمي‌خيزد.

از اين لحاظ براي ما اهميت دارد كه از مجموعه‌ي جهانشمولي از احساس‌هاي اخلاقي آگاه باشيم تا بتوانيم در باره‌ي آن‌ها به تامل بپردازيم و حتي چنانچه زماني در نظر داريم كه تصميمي مخالف با آن‌ها اتخاذ كنيم از پس آن برآمده و اين را بدون توهين به اديان انجام دهيم. زيرا سرچشمه‌ي اخلاق در واقع سرشت انساني خود ما است و نه خداوند يا چيز ديگر.

—————————————————————————————————-

مارس هاوزر پروفسور روان شناسي است و مدير آزمايشگاه تحقيقاتيPrimate Cognitive Neuroscience.

پتر سينگر پروفسور اخلاق زيستي در دانشگاه پرينستون است.

ارسال پاسخ

مجموعه‌ی کامل کلاس‌ها و سمینارها بزودی در بخش محصولات در دسترس قرار خواهد گرفت! رد کردن